تاریخ نشر: قوس ۱۸, ۱۳۹۶

چه کسانی «حامیان قدس»اند؟!

بدون شک حمایت از مظلوم، مهم‌ترین عمل اخلاقی یک انسان و به ویژه یک مسلمان است. در برابر اقدام ترامپ، رییس‌جمهور امریکا مبنی بر رسمیت بخشیدن به بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، مخالفت‌های گسترده‌ای مخصوصا از سوی سران کشورهای اسلامی صورت گرفت. در افغانستان نیز نیروها و رهبران جهادی واکنش‌های تند و صریحی در برابر این تصمیم نشان دادند.

این واکنش‌ها، طبیعی و قابل پیش‌بینی بود، اما مسأله اینجاست که چه کسانی باید از قدس و فلسطین حمایت کنند؟ آیا کسانی که در مقام حمایت از قدس ایستاده اند، این شایستگی را دارند؟

پرواضح است که مهم‌ترین شرط حمایت از مظلوم، ظالم نبودن است. به واقع این کار، تنها در صلاحیت کسانی است که دست شان به خون مردم آلوده نباشد و ستم‌پیشگی در کارنامه آنان وجود نداشته باشد. اما نه سران مستقر کشورهای اسلامی و نه رهبران جهادی افغانستان، چنین ویژگی‌ای ندارند. به عنوان عربستان سعودی، به مثابه یکی از مخالفان طرح انتقال سفارت امریکا از تلاویو به بیت المقدس و پایتختی این شهر برای اسرائیل، از کشورهایی است که هم‌اکنون مشغول ریختن خون انسان‌های بی‌گناه مسلمان در یمن است. این کشور همچنین پرونده سیاه و سنگینی در حمایت از جریان‌های تروریستی و آدم‌کشی مانند داعش و القاعده و طالبان دارد.

رهبران جهادی ما نیز وضعیتی بهتر از سران سعودی، یا سایر سیاستمداران بر سر قدرت در کشورهای اسلامی ندارند. هر کدام از اینان جان و جهان شان آکنده از خون و مال مسلمانان هموطن شان است. آنان در جنگ‌های داخلی دهه هفتاد، همان کاری را کردند که هفتاد سال است اسرائیل با فلسطینیان می‌کند. پس دفاع این جماعت از مردم فلسطین در برابر اسرائیل چه وجهی دارد؟

افزون بر این، مسؤولیت سران ممالک اسلامی و رهبران جهادی مدعی دفاع از قدس، در قبال شرایط جاری در دنیای اسلام همچنان به قوت خود باقی است. جریان تکفیر که امروزه بحران تازه و تباه کننده‌ای برای جهان اسلام است، ربطی به اسرائیل و امریکا ندارد. این جریان پیشینه تاریخی طولانی دارد و امروزه به دلیل برخورداری از رسانه و امکانات اطلاع‌رسانی و دسترسی به جنگ‌افزارهای مدرن، شکل و شمایل وحشتناکی به خود گرفته و امنیت تمامی کشورهای اسلامی را تهدید می‌کند. آیا سران سیاسی و رهبران کشورهای اسلامی و جریان‌های جهادی، مسؤولیت خود را در قبال این پدیده به خوبی و روشنی ادا کرده اند؟ آیا غیر از این است که جریان تکفیر، بیشتر از اسرائیل، خون مسلمانان را می‌ریزد و خانه‌ها و شهرهای شان را ویران می‌کند؟ اگر ریختن خون مسلمانان حرام است، چرا اینانی که علیه تصمیم ترامپ موضع‌گیری کردند، در قبال این فاجعه سکوت کرده و لب از لب باز نمی‌کنند و حرفی به حمایت از جان و مال و ناموس مسلمانان بر زبان نمی‌آورند؟

داعش در افغانستان در حال توسعه است و در جوزجان و سایر ولایات شمالی کشور، از میان کودکان و نوجوانان سربازگیری می‌کند. از نظر این گروه، ریختن خون هر کسی غیر از خودشان مباح است، اما نه دولت برنامه‌ای برای جلوگیری از نفوذ این گروه در کشور دارد و نه رهبران جهادی در مقابل آن واکنش بازدارنده نشان می‌دهند.

از اقدامات احتمالی داعش در آینده اگر چشم‌پوشی کنیم، اتفاقات روی‌داده به دست جلادان این گروه در کابل و هرات و ننگرهار را نمی‌توانیم نادیده بگیریم و از یاد ببریم که آنان چگونه مسلمانان نمازگزار را در مساجد به گلوله بستند و آدم‌های بی‌گناه را با قراردادن روی ماین‌های کاشته‌شده در زمین، بی‌رحمانه منفجر و کودکان را به دو نیمه کردند. آیا همین حضراتی که اکنون برای دفاع از قدس و محکومیت دونالد ترامپ، گلو پاره می‌کنند، علیه اقدامات داعش در افغانستان، حتا یک کلمه حرف زدند؟

پس چه چیزی آنان را دایه مهربان‌تر از مادر برای قدس و فلسطین ساخته است؟

به نظر می‌رسد آنچه مایه صدور و بروز رفتاری متناقض و پارادوکسیکال، از مدعیان دفاع از اسلام و مسلمین شده است پروژه‌هایی است که از سوی کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران برای آنان تعریف و تعیین می‌شود. برپایه این واقعیت، قدس همانند حقوق بشر، حقوق زنان و سایر حقوق‌های غربی و شرقی، پروژه آب و نان داری است که گیرندگان خود را به واکنش وادار می‌کند، وگرنه در بازخوانی کارنامه اکثر مدافعان قدس، تفاوتی با کارنامه غاصبان آن دیده نمی‌شود.

چه کسانی «حامیان قدس»اند؟!

چه کسانی «حامیان قدس»اند؟!