تاریخ نشر: سنبله ۳۱, ۱۳۹۵

جنبش‌روشنایی؛راه بی‌بازگشت حضور درخیابان‎های نا امن کابل

پس از رویداد مرگبار دوم اسد و کشته و زخمی شدن نزدیک به ۳۰۰ نفر از معترضان هوادار جنبش روشنایی، انتظار می رفت که حکومت افغانستان در هماهنگی با نهادهای معتبر ملی و بین المللی، در راستای برآورده شدن مطالبات معترضان به تغییر مسیر پروژه توتاپ، تلاش های جدی انجام دهد.

پس از این رویداد حکومت افغانستان یک هیات حقیقت یاب را به ریاست فرید حمیدی لوی سارنوال کشور موظف کرد تا در باره این قضیه تحقیق کرده و ابعاد مختلف آن را به اطلاع مردم افغانستان برساند اما ظاهرا، این هیات تاکنون کار جدی را در این راستا انجام نداده و توپ را همچنان در میدان معترضان هوادار جنبش روشنایی نگه داشته است.

سوال اساسی در این مورد این است که اگر بازهم حکومت نتوانست جلو یک فاجعه دیگر را بگیرد و تظاهرات مردم و معترضان باردیگر آماج حمله قرار بگیرد، آیا تصمیم جنبش روشنایی می تواند بازهم میان مردم هزاره طرف دار داشته باشد و آیا در شرایط کنونی این جنبش قدم در یک راه بی بازگشت گذاشته و تنها پناهگاه امن آن خیابان های نا امن کابل به شمار می رود؟

سوال اساسی در این مورد این است که اگر بازهم حکومت نتوانست جلو یک فاجعه دیگر را بگیرد و تظاهرات مردم و معترضان باردیگر آماج حمله قرار بگیرد، آیا تصمیم جنبش روشنایی می تواند بازهم میان مردم هزاره طرف دار داشته باشد و آیا در شرایط کنونی این جنبش قدم در یک راه بی بازگشت گذاشته و تنها پناهگاه امن آن خیابان های نا امن کابل به شمار می رود؟

اکنون و پس از گذشت نزدیک به دوماه از حادثه مرگبار دوم اسد، جنبش روشنایی هنوزهم از اعتراض خود نسبت به گذشتن خط برق توتاپ از بامیان عقب نشینی نکرده و اعلام کرده که در روز شش میزان، تظاهرات نا محدود خویش را در کابل و برخی شهرهای اروپایی، راه اندازی می کند و مخاطب این بار جنبش، سازمان ملل و دیگر نهادهای حامی دولت افغانستان به شمار می رود.

جنبش روشنایی که از درون اعتراضات گسترده نسبت تغییر مسیر برق توتاپ از بامیان به سالنگ شکل گرفت، به زودی توانست در داخل و خارج افغانستان هواداران زیادی را جلب کند و در دو تظاهرات گسترده، ۲۷ ثور و دوم اسد، هزاران شهروند افغانستان را به سرک ها بکشاند.

در این جنبش، شماری از رهبران سیاسی هزاره ها به شمول محمد کریم خلیلی، محمد محقق، سرور دانش، صادق مدبر، عزیزالله شفق و دیگر نمایندگان و فرهنگیان این قوم حضوری گسترده داشتند اما در آستانه تظاهرات دوم اسد، شماری از رهبران سیاسی از رفتن به تظاهرات خود داری کردند و عملا خط کشی میان رهبران سنتی و جوانانی که عملا ازسوی شماری، رهبران آینده هزاره ها خوانده می شوند، از همین نقطه آغاز شد.

اگرچه حکومت افغانستان تا پیش از دوم اسد بارها اعلام کرد که حاضر است با معترضان گفتگو کرده و این مشکل را از طریق مذاکره حل و فصل کند اما شماری از مسوولان جنبش روشنایی، با اعلام اینکه توتاپ خط قرمزشان است، گفتند که هرنوع مذاکره ای در این مورد را قبول ندارند و حکومت باید مسیر توتاپ را از بامیان انتخاب کند.

این موضع سختگیرانه جنبش روشنایی، با انتقادات گسترده ای نیز مواجه شد اما مسوولان این جنبش بارها گفتند که حکومت افغانستان در کار خود صداقت ندارد و بیشتر از آنکه به دنبال حل مشکل باشد، تلاش می کند که وقت کشی کند. حکومت افغانستان اما اعلام کرده که حاضر است ۳۰۰ مگاوات برق به بامیان بدهد و ظاهرا مقدمات این کار نیز فراهم شده است.

شماری از منتقدان جنبش روشنایی نیز در شبکه های اجتماعی با متهم کردن این جنبش به برنامه های سیاسی براندازانه، مسوولان آن را متهم به آشوب گری در افغانستان کرده اند و اما هواداران این جنبش، از این جریان به عنوان اغاز یک خط مبارزاتی مدنی و گسترده برای افغانستان آینده سخن گفته اند.

رویداد مرگبار دوم اسد، با واکنش های گسترده ای از سوی افغان های مقیم در کشورهای خارجی مواجه شد و باعث شد که صدها هزار دالر کمک نقدی برای خانواده های قربانیان و نیز تداوی مجروحان آن به افغانستان بفرستند و همچنان شماری نیز گفته اند که برای ادامه کار جنبش روشنایی، حاضرند که کمک های شان را ادامه دهند.

مسوولان جنبش روشنایی اما، در واکنش به رویداد دوم اسد، حکومت افغانستان را متهم درجه اول آن خوانده و گفته اند که تامین امنیت هر نوع حرکت مدنی از وظایف اساسی حکومت است و در این راستا باید مسوولان دولتی پاسخگو باشند. آنان گفته اند که نظام کنونی نسبت به شهروندانش برخوردی تبعیض آمیز و دوگانه دارد و هزاره ها در این نظام شهروندان درجه دوم و سوم به شمار می روند و در مناطق مرکزی عملا کار چندانی صورت نگرفته است.

با این حال و در شرایطی که اوضاع امنیتی کابل و دیگر شهرهای افغانستان چندان خوب نیست و احتمال هرنوع خشونت و حمله دیگری نیز بر تظاهرات مردمی وجود دارد، مسوولان جنبش روشنایی اعلام کرده اند که در شش میزان دوباره به خیابان بازمی گردند و نمی گذارند که تهدید، خشونت و نا امنی از ادامه فعالیت های گسترده مدنی در افغانستان جلوگیری کند. شماری از مسوولان این جنبش حتی اعلام کرده اند که حاضرند کفن پوشیده و به سرک ها بیایند و برای بر آورده شدن مطالبات شان، از جان شان نیز بگذرند.

سوال اساسی در این مورد این است که اگر بازهم حکومت نتوانست جلو یک فاجعه دیگر را بگیرد و تظاهرات مردم و معترضان باردیگر آماج حمله قرار بگیرد، آیا تصمیم جنبش روشنایی می تواند بازهم میان مردم هزاره طرف دار داشته باشد و آیا در شرایط کنونی این جنبش قدم در یک راه بی بازگشت گذاشته و تنها پناهگاه امن آن خیابان های نا امن کابل به شمار می رود؟

 

جنبش‌روشنایی؛راه بی‌بازگشت حضور درخیابان‎های نا امن کابل

جنبش‌روشنایی؛راه بی‌بازگشت حضور درخیابان‎های نا امن کابل