تاریخ نشر: قوس ۲۳, ۱۳۹۲

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست: آیا اوباما گورباچف دوم است ؟ و غافل از عواقب شوم جهان بینی نادرست!

دیوید ایگناتیوسˈ در روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نوشت : باراک اوباما دنباله رو راه میخاییل گورباچف در به زیرکشیدن یک ابر قدرت هرچند با نیاتی خیرخواهانه اما غافل از عواقب شوم این جهان بینی است.

به گزارش  افق  به نقل  ازایرنا، دراین مقاله که درشماره امروز ۱۴ دسامبر واشنگتن پست به چاپ رسید باعنوانˈآیا به جاست اوباما را گورباچف دوم بنامیم؟ آمده است: اصلاحات هر دو رهبر که از روی حسن نیت هم انجام شد، همه قدرت یک ابر قدرت را به زیر کشید و امروز ریشه اصلی نگرانی همه متحدان آمریکا نیزهمین است که البته بالقوه محرک هم هست.

وی به نقل ازˈوالتر راسل میدˈwalter russell meadˈ که در مقاله ˈپایانی بر نظریه پایان تاریخˈ به افول ابرقدرتی امریکا در جهان اشاره می کند و می نویسد: رویکرد اوباما با فاصله گرفتن از سیاست های جورج بوش مهمترین دستاوردش قوی تر شدن قدرت های محوری (مرکزی) شامل سه کشور روسیه ، چین و ایران بودˈ.

وی می افزاید: در دیدگاه بسیار بدبینانه، این رقبای آمریکا در موقعیت کنونی که عقب نشینی آمریکا کاملا مشهود است، فرصت را مغتنم دیده اند تا فضا را برای تغییر در دستور کار جهانی آماده سازند و این نگرانی ها قابل توجیه است چرا که دغدغه خاطر بسیاری از متحدان آمریکا هم هست.

یکی از مفسران سیاسی عرب دراین باره می گوید:ˈآیا دولت اوباما اصلا متوجه اهمیت این مساله هست که دراین گوشه از جهان؛ شأن و منزلت آمریکا به طور کلی فروریخته است؟

وی به نقل قول یک مقام عراقی اشاره می کند که گفته است:ˈای کاش می توانستم اوباما را به جرم غفلت گناهکارانه اش، تحت تعقیب قانونی قرار می دادم.ˈ

این لحن توهین آمیز ناشی از پیش داوری های عربستان و قدرت های سنی ˈخلیج فارسˈ در انتقاد از گشایش های سیاسی اوباما در قبال ایران و سوریه است.

اما نکته حایز اهمیت این نمی تواند باشد، بلکه آنچه که قابل تأمل است این است که اوباما هم مانندگورباچف کوشید تا خطاهای گذشته کشورش را به نحوی جبران و اصلاح کند و فرآیندی که اوباما آن را سرلوحه کار خود قرار داد، بطور کل قدرت آمریکا را مخدوش کرد و به تبع آن هم متحدان آمریکا آسیب پذیرتر از گذشته شدند.

اینگا تیوس درمورد توافق هسته ای با ایران می نویسد: اگر فرض بر این باشد که کار اوباما صحیح بوده و توانسته است بدون توسل به جنگ، برنامه هسته ای ایران را محدود سازد، چگونه خواهد توانست جلوی مخالفان را بگیرد؟

این مستلزم آن است که نوعی ارتباط استراتژیک میان دوستان و دشمنان بر قرار گردد که صد البته چنین هوشمندی درپنج سال گذشته از اوباما مشاهده نشده است.

وی می گوید: راسل مید درکتابش توضیح می دهد:ˈ در این برهه، این ˈقدرت های محوریˈ نظاره گر حفره ای اند که درعمارت بزرگ قدر قدرتی آمریکا ایجاد شده است اما نه اینکه آن را پر کنند.

وی می افزاید:ˈاین سه قدرت، در تضعیف آمریکا درˈاوراسیاˈ و ایجاد مزاحمت برای ائتلاف های آمریکا دراین منطقه، منافع مشترک را دنبال می کنند و دولت امریکا هم چشمانش را به روی این چالش ها بسته است در حالی که این دشمنان همچنان رو به جلو می تازندˈ.

یک تحلیلگرعرب هم در این منظر قایل به این باور است که ˈاوباما مصمم به تعدیل قدرت امریکاست و اعتقاد به دکترین ˈشتر مرغˈ دارد و عامدانه از به عواقب عقب نشینی از عراق و افغانستان غافل مانده است.

در عراق، آمریکا افزون بر سه هزارمیلیارد دلار در آن هزینه کرد و ضمن آن که خون های بسیاری هم در آن ریخته شد اما امروز دولت عراق به یک کارگزار فعال ایران تبدیل شده و آمریکا هم کاملا نسبت به آن منفعل مانده است.

در افغانستان آمریکا بی وقفه در تلاش و هزینه کردن است اما ˈحامد کرزیˈ مقابل آمریکا شانه بالا می اندازد و راهش را می گیرد و پی کار خود می رود.

کشورهای جهان نگران آن هستند که اوباما اصلا متوجه نیست که قدرت آمریکا رو به افول است.

شاید پاسخ دولت اوباما به این انتقادها این باشد که اینها هرگز نشانه ضعف نیست بلکه تلاش آمریکا در راه تنظیم نظم نوینی برای جهان است.

البته بدیهی است که این نظم جدید، نارضایتی هایی هم در برخی همچون عربستان به دنبال خواهد داشت اما در مجموع حاصل کار ثبات بیشتر برای منطقه است.

اینگا تیوس می نویسد: سوال اینجاست که اوباما چگونه خواهد توانست مخاطرات اجتناب ناپذیر این روند انتقال را مهار کند؟

وی می افزاید: درمورد ایران، شاید پاسخ این باشد که آمریکا هم باید منطبق با تهران عمل کند و تهران از یک سو بر سر برنامه هسته ای خود به توافق می رسد اما از سویی دیگر در منطقه به کمک نیروهای نیابتی اش مانندˈحزب اللهˈهمچنان دستور کار خود را دنبال می کند.

اعراب نظرشان این است که اوباما به حکم منطبق ساختن خود با شرایط مانند ایران، رویکرد ˈیک بام و دوهواˈ را دنبال کند.

تاریخ نویسان نظامی هم عقب نشینی آمریکا از موضع ابر قدرتی اش را حتی اگر هم به نیات دفاعی باشد به صلاح کشور نمی دانند و آن را دشوار ترین و خطرناک ترین مانور(حرکت نظامی) آمریکا به حساب می آورند.

وی افزود : راسل مید هم در کتابش به همین موضوع اشاره دارد و با بیان این مخاطرات اوباما را ˈشخصیتی خارج از گود ˈمعرفی می کند نه رهبری که طبق روال ثابت آمریکا، لشکر کشی های نظامی را رهبری می کند.

ˈهم اکنون این ذهنیت بین المللی در جهان به صورت نهفته وجود دارد که موازنه معقول و ملایم قدرت را بدون حضور آمریکا تصور می کند و به محض آنکه آمریکا از مهلکه فرار کند این ذهنیت به حقیقت خواهد پیوستˈ.

اوباما هم مانند گورباچف، پیامدهای ناگوار تغییر یک سیستم از مد افتاده فرسوده را پیش بینی نکرده است او فکر می کند می تواند بدون آنکه ژاکت(پلیور) خود را از تن در آورد یک بلوز کوچک محقر نخ نما شده را به تن کند و هرکجا قدرت آمریکا قوی بود سطح اقتدار شوروی ضعیف می شد.

وی در پایان می نویسد: به هر روی این اصل ناخوشایند را بپذیریم به قدرت رساندن مجدد یک ابر قدرت هرگز نمی تواند عاری از خدعه و نیرنگ باشد.

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست: آیا اوباما گورباچف دوم است ؟ و غافل از عواقب شوم جهان بینی نادرست!

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست: آیا اوباما گورباچف دوم است ؟ و غافل از عواقب شوم جهان بینی نادرست!